بسم الله الرحمن الرحیم
پيشگفتار
چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس
حج نقطه اوج ايمان است، حج باشكوه ترين جلوه توحيد است، حج بزرگترین کنگره موحدان و خداجویان است، حج رمز عزت و اقتدار و عظمت مسلمين جهان است، حج سير و سلوك است و مرز عبور از خود به خدا و فناى در محبوب و صبغه الهى گرفتن و با خدا در ميان خلق بودن، و از خلق به حق سفر كردن. اين از يكسو، از سوى ديگر; كنگره عظيم امت و هم بستگي و شناخت و ارتباط مسلمانان جهان با يكديگر است. به فرمودهِ امام رضا(ع): خداوند خانهاش را نقطه گردهمايي از شرق و غرب جهان قرار داد تا مسلمين همديگر را بشناسند. تو در حج سيلي خروشان و دريايي متلاطم از انسانها را ميبيني كه از مليتهاي متعدد، با رنگهاي مختلف، نژادهاي متفاوت، زبانهاي گوناگون، به شكل واحد، حول محوري واحد، در حال حركت و طوافند. همه يكسان، و برابر و يك رنگ و در حقيقت بيرنگند. رنگهاي ديگر در سايهِ اين يك رنگي و به عبارت ديگر، رنگ خدايي و (صبغه`اللّه) قرار گرفتهاند. در حج همهِ گروهها و ملتها در وراي مرزهاي جغرافيايي با يكديگر آشنا شده و همايش با شكوهي را به نمايش گذاشته و جهاني بيمرز و بدون تبعيض را تمرين ميكنند. حج به راستي بزرگترين همايش و نماد وحدت مسلمانان است. همين اجتماع و اتحاد است. که باعث رشد افزون امت اسلامی نسبت به دیگر ادیان شده است. اميرالمؤمنين(ع) در وصيت خويش در آخرين ساعت عمرشان، به اين مهم اشاره دارد: كه ؛ حج سبب قدرت و تقويت دين است. امام صادق(ع) نيز ميفرمايد: اسلام برپاست تا زماني كه كعبه برپاست. آري! كعبه نماد وحدت، حيات دين و عزت مسلمين است.. كعبه اولین معبد، خانه محترم الهى، مطاف فرشتگان و رسولان و موحّدان است كه براى خير و سعادت بشريت بپا گرديده. مسجدالحرام، حريم انوار و قبله نيايش خدا پرستان است كه هر صبح و شام به سوى آن نماز مى گزارند و در حيات و ممات رو به سوى آن دارند. مكه شهر نيايش و دعا و تضرّع و بُكا، بلد امن پروردگار است. مکه محل وحى و نزول فرشتگان و ميعادگاه طلايه داران رسالت توحيد، از آدم تا ابراهيم و از ابراهيم تا محمد ـ ص ـ و اوصياى آن حضرت ـ عليهم السلام است. حرم، حريم امن الهى است براى انسان ها و همه جانداران و گياهان و هر كس بدان پناه برد از غضب خدا در امان است. جاى جاى مكه و مدينه و كوه ها و دشتهايش، گنجينه خاطره هاى جاودانه اى است كه دست زمان و حوادث زمين آن را نسوده و با حيات ايمان زنده و با تاريخ زندگانى طلايه داران اسلام و ختم رسولان و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ و رجال فضيلت و تقوا آميخته است و از اينرو است كه مكه، مدينه، حرم و كعبه از جغرافيا فراتر رفته و تاريخ جاودان هدايت و نهضت رهپويان وادى نور و عدل و محبت تا قيام جهانى حضرت مهدى ـ عليه السلام است. هر یک از اعمال مناسك حج; از ميقات گرفته تا حرم و كعبه و صفا و مروه و ركن و مقام و عرفات و منا و مشعر، رازهاى نمادين و رمزهاى عميق و عارفانه اى در درون دارد، كه باید بدان توجه شود. درحج باید سرآیه استرجاع را بفهمم یعنی بدانم که از کجا آمده ام به کجا می روم انا لله وانا الیه راجعون. عجب بد سلیقه بودم، که تا امروز برای دفن مرده ام این آیه را از گوشه چشمم آنهم با رنگی سیاه بر دیوار خانه ای می دیدم آنهم فقط برای اینکه بدانم که کسی رفت اما اینکه کجا رفت؟ چطوررفت ؟ و به کجا رفت ؟ برایم خیلی اهمیت نداشت! اما امروزمی خواهم برای خود اعلامیه ای صادر کنم تا فقط خودم بدانم که باقیمانده سفر را باید بروم، پس دائما بگویم انا لله وانا الیه راجعون، خدایا من آمده ام که دیگر باز نگردم. بقیه عمرم برای تو و با امید به تو باشم . لبیک اللهم لبیک لبیک لاشریک لک لبیک ان الحمدوالنعمه لک والملک لاشریک لک لبیک، سفر برای من همان لحظه ای شروع شد که چمدان نگاهم را پر کردم از جای خالی دوست، سفراز آن لحظه ای شروع شد که بار زندگی را گذاشتم زمین و به یک جفت بال محکم اطمینان کردم تا بر خلاف جاذبه زمین قد بکشم و قد کشیدن برام سنت بشه عادت بشه، باور سفر از باران نگاهم شروع شد و پیغام اجابت از ماه رمضان ۱۳۹۰ آغاز شد از نمایشگاه قران و بحث های که با طلبه ای در آنجا داشتم وشبهای قدر همانسال در حرم امام رضا (ع) و حرم حضرت معصومه (س) و سال بدش در مسجد اما علی (ع) هامبورگ، که گل کرد رو درختهای شهرم و من هوای « حول حالنا » کردم و بار سفر رو بستم نه! سفر از خداحافظی های پر آب و تاب قشنگ محله و همکاران و آشنایان فرودگاه شروع نشد از اون لحظه ای شروع شدکه من دیگه من نبودم چمدانها را بستم تمام بار دنیا رو گذاشتم زمین و راهی شدم، برای جبران هبوط آدم صعود کردم و حالا اینجام بالاتر از خیال ابرها بالاتر از باور زمین فراتر از دریا و آسمان، و عطر زمزمه ای که یادم می اندازه « حول حالنا » با تمنای تحول از « یامقلب القلوب و الابصار » شروع می شه همه این کلمات در یک کلام اولیه رسول الله صلوات الله علیه وآله خلاصه میشود که : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. همه بدانند که من بدنبال رستگاریم ! مراسم حج یک آموزش است برای اینکه رشید شوم؛ برای اینکه منیتم برداشته شود؛ که همه گرفتاریهایم ازهمین حب نفس است. حج همان نمازی نیست که لحظه ای از روی عادت بخوانم و آنرا رها کنم تا نوبتی دیگر، حج عبادتی است با بد مکان وزمان، شاید این اولین و آخرین بار باشد ... نباید فراموش کنم که می روم تا با خدا بیعت کنم، و اينك زائریم با عشقى بى قرار و شوقى از بند رها و كوله بارى از آمال و آرزوها و قلبى پرتپش با لبيك گفتن به نداى ابراهيم ( ع) و محمد (ص) آهنگ اين سفر معنوی را دارم تا جان را صفايی بخشم و معناى عرفان و عشق را لمس كنم، تا ره توشه معنوى و تربيتى براى همه عمر و براى حيات جاودانه خويش برگيرم و سوغات سفر بياورم، می روم تا زادگاه اسلام و آثار رسول الله ( ص ) را بنگرم و با اهلبيت مظلوم پيامبر راز دل را بگويم و تجديد ميثاق كنم. حج فراگيرترين عبادتى است كه جان و تن، مال و توان، رنج و راحت، زمزمه و تفكّر، وقوف و حركت، فرد و جمع، عقل و عشق، گذشته و آينده، عبادت و سياست و دنيا و آخرت را در خود جاى داده است. باورش برایم دشوار است، ولی من هم دعوت شدم، عجب سالی در سالنامه زندگی من ورق خورده. بله توفیق زیارت مکه و مدینه، که هرلحظه آن سرشار از نور و معنویت است، برآن شدم تا در حد توان خاطرات و رویدادهای سفـر را ثبت و ضبط نمایم، این دل نوشته را نمی دانم چه بنامم لبيك الهم لبيك , لبيك لاشريك لك لبيك، از عرفات تا کربلا یا اینکه دیدار یار و یا اینکه سفر به قبله نامم . یعنی « از مکه مکرمه تامدینه منوره » دراین دل نوشته سعی کردم با توصیف حال وهوای خودم، همراهان، مکه و مدینه ……… بیان کنم . ذکر مطالب تکراری که ناشی ازاولین حضورمن درسرزمین وحی است. شاید برای شما که چندین بار به این سرزمین رفتید قدری خسته کننده باشد ولی فکر می کنم خواندن یک بار آن خالی از لطف نیست. بارخدایا توفیق حج را نصیبم گردی . توفیق درک حقایق باطنی حج و معرفت و اسرار آن را هم نصیبم بگردان. آمین
اعمال حج نشان از تاریخ یکتا پرستی است، سرگذشت اين خانه و همهِ بانيان و مناديان نشان از تاریخ توحید است؛ پيامبران و موحداني كه جاي جاي اين خانه از آنها نشان دارد، اعمال حج ریشه در تاریخ دارد. بازشناسي اين خاطره ها و يادآوري آن حادثه ها، در تقويت ايمان و اميدبخشي به امّت اسلام، نقشي بسزا دارند. کعبه جايگاهي است كه ابراهيم به خاطر بناي آن و برافراشتن پرچم توحيد، بر آن ايستاد و نمادِ تسليم، عشق، فداكاري، پايمردي، اخلاص و ايثار را به تصویر کشید. كعبه نماد اسلام تاريخي است. اسلامي از آدم(ع) تا ابراهيم(ع) و از ابراهيم تا موسي(ع) و عيسي(ع) و محمد(ص) تا حسين(ع) و مهدي(عج)، .... مناسک حج، گامی بلندي است برفراز تاريخ چند هزار سال ابراهيم خليل (عليه السلام) در امروز، و ديدن آثار هزاره هاي پياپي ايمان و اعتقاد و عشق و ايثارامّت ابراهيمي، يادگارهاي بازمانده از عقيده و برخاسته از ايمان و نشأت گرفته از وحي و بناي مقدّسي که باني آن ابراهيم بت شکن و یاور او اسماعيل، هر دو از انبياي و معمار کعبه اند، براساس عشق به خدا و يکتاپرستي نشانه تقوا. اين رنگ خلوص و که در ميان آن همه آثار رنگارنگ و ثابت و متغيّرهاي گوناگون قديم و جديد، ماندگار شده است. حج، تنها يادآور تاريخ اسلام و حتي تاريخ ابراهيم خليل (عليه السلام) نيست، بلکه با تاريخ و سرگذشتِ همه انبياي توحيدي و کلّ بشريّت، گره خورده است. حج، تاريخ مجسّم و عينيّت يافته است. حج، تجسّم تاريخ توحيد است. زيارت اين ميعادگاه، مروري است بر يک تاريخ کهن و سرشار از معرفت و فرهنگ وتعاليم. ليکن اين مرور تاريخي و اين ديدار پر بار، براي کسي سودمندتر است که با جزئيات تاريخ و حوادث و خاطراتِ نهفته در سنگ سنگ اين شهر و گوشه گوشه اين منطقه، آشنا باشد. آنچه شوق آفرين و شورافزاست و احساس لطيف و روحاني زائر را بر مي انگيزد، و او را در عالمي سرشار از نور فرو مي برد، دانستن خاطره ها و رخدادهاست. در اين صورت، زائر آنچه را قبلاً شنيده بوده، اينک مي بيند وآنچه را آموخته بوده، امروز، عياناً با آن رو به رو مي شود و دانسته هايش از علم به عين و از گوش به آغوش مي آيد.

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen